عکس نوشته شهدا

عکس نوشته شهدا با کیفیت قابل چاپ ، وصیت نامه ، خاطرات و زندگی نامه ی شهدا

عکس نوشته شهدا

عکس نوشته شهدا با کیفیت قابل چاپ ، وصیت نامه ، خاطرات و زندگی نامه ی شهدا

عکس نوشته شهدا

بسم رب الشهدا
به وبلاگ "عکس نوشته ی شهدا" خوش آمدید.
درج لوگو و آی دی بر روی عکس ها مجاز نمی باشد.
کانال ایتا:
@Aks_Neveshte_Shohada

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

شهید عبدالسمیع یعقوبی (از ارتش افغانستان)

خادم الشهدا | پنجشنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۲۱ ق.ظ

شهید عبدالسمیع یعقوبی

(برای دریافت تصویر با کیفیت بر روی عکس کلیک کنید)

معرفی شهید عبدالسمیع یعقوبی

🌷شهید والامقام عبدالسمیع یعقوبی

کماندوی شجاع از ارتش ملی افغانستان

فرزند: عبدالحکیم

محل شهادت: مناطق درگیری با داعش و طالبان


🌷درآستانه ازدواج بودندکه در شهر قندهار افغانستان بهدرجه رفیع شهادت نائل آمد.

ایشان از دلاوران ارتش ملی افغانستان هستن که در حال انجام وظیفه و پاسداری از اسلام و قران و حفاظت از جان و مال و ناموس و وطن جان خویش را فدا کرد.


🌷شهید عبدالسمیع یعقوبی

ازسربازان اردوی ملی افغانستان بودندکه درمحورعملیاتی قندهار

درجنگ باداعش به کمین آنهامیخورند و همراه با ۲۱نفرازهمرزمانشان بشهادت میرسند؛


🌷شرح شهادت:

انفجار مین ضدتانک ومنفجرشدن تانک حاوی پیکر مطهرشهیدوأبدان مطهرهمرزمان ایشان است که براثرانفجارتانک اول 

تمام بدنهای شهدا 

آتش گرفته وإربا إربا میشوند؛


🌷ازپیکرمطهر شهید

فقط حدود٪۴۰درصدباقی مانده بودیعنی پیکرمطهرشهیدیعقوبی کاملاً مانند مولایش 

علی اکبر(ع) إربا إرباشده بود؛

 درپی این حادثه دلخراش پیکرمطهر وآسمانی شهیدیعقوبی توسط برادرش ازمیدان جنگ ومحل انفجارشناسایی وبسرعت توسط هواپیما به کابل  به منطقه چهارقلعه وزیرآباد 

محل سکونت ایشان انتقال میابد وطی مراسمی باشکوه بااسقبال بی نظیر مردم وفامیل وآشنایان مواجه میشودوپیکرمطهر

شهیدعبدالسمیع یعقوبی بر روی انبوهی از دستان مردم  قدرشناس تشییع وبسمت (تپه سیداسحاق آقا) کابل انتقال وتدفین می شوند؛


🌷به نقل ازبرادرشهید:

وقتی برای شناسایی پیکرمطهرشهیدعبدالسمیع برادرم به محل انفجار اعزام شدم خدا خدا می کردم که برادرم زنده باشد اما باصحنه ای ناگوار مواجه شدم آن هم این بود که تانک حامل شهیدعبدالسمیع درأثرانفجارشدید مین جاسازی شده کنارجاده (منفجر) و 

واژگون شده ودرحال سوختن است و

دل خونتر ازآن این بودکه آنطرف تر پیکرمطهرشهیدی رادیدم که باصورت غرق درخون درحالی که اعضای بدنش کاملاً جدا وإربن ارباشده بودوقفسه سینه اش براثرشدت انفجار کاملاً پر‌‌س وخُردشده بود و روی خاک افتاده بود.....

وقتی به پیکرمطهرشهیدرسیدم 

پیکررابه بغل گرفتم وصورتش رابرگرداندم ودیدم طرف راست صورت براثرشدت کوفتگی وجراحت شدید قابل شناسایی نیست به همین دلیل دست برسروداخل موهای شهید زدم ومتوجه شدم که هنوزگرم وخیس عرق است یعنی چنددقیقه ای بیشترازانفجارنمیگذشته دراین حال  شروع به مرور نشانه های برادرم عبدالسمیع دراین پیکر کردم ودستمالی را برایم آوردند وصورت زخمی شهیدرابادستمال پاک کردم ودیدم تقریباشبیه برادرشهیدم است اما نه باورم نشد؛

یادم آمد که دریکی ازعملیات ها براثراصابت گلوله تک تیرانداز دشمن شانه برادرم عبدالسمیع زخمی شده بود وجای جراحت بربدنش باقی مانده بود پس به سختی پشت سروشانه شهیدبطوریکه لباسش برأثرسوختگی شدیدبربدن مطهرش چسپیده بودرامشاهده کردم 

بله مانندعبدالسمیع برادرم جراحتی را دراین شانه دیدم امابازیقین پیدانکردم ویادم آمدکه برادرم عبدالسمیع به عشق مولایمان حضرت علی(ع) روساق دست راستش نوشته یاعلی مدد راحک کرده بود؛ پس بلافاصله دست راست شهید که غرق درخون بودرابادستمال پاک کردم وناگهان متوجه شدم که روی ساق دست راست این شهید

یاعلی مدد حک شده است😭

دیگرمطمئن شده بودم که این پیکرمطهربرادرشهیدم است پس دوباره بصورت کبود و زخمی وخونی شهیدخیره شدم ودوباره صورت رابادستمال تمیزکردم الان صورت بااینکه جراحت داشت اماواضحترشده بود

احتمالم به یقین تبدبل شد

آری این جسم بی جانِ وغرقه بخون پیکربرادرکوچکم 

شهیدعبدالسمیع یعقوبی بود


🌷پیکرسوخته وغرقه بخون برادرم رادربغل گرفتم وآن چنان ازته دل وعمق وجود ناله های بلندی سردادم وشدیداً گریه کردم 

آنقدر فریادزدم 

آنقدرگریه کردم 

آنقدرسرم رابه زمین کوفتم

آنقدربسروصورتم زدم که فقط خدامیداند

الهی که هیچکس داغ برادرنبیند آن هم چه برادری 

برادری همانندعبدالسمیع

برادری که صبح عملیات صحیح وسالم دیدمش والان باپیکرسوخته وغرقه به خونش مواجهم وباید اعضای تکه تکه شده بدنش راازروی زمین جمع آوری وبه بدن مطهرش ملحق کنم

منطقه ناامن بود وهرلحظه امکان حمله ای دیگرمیرفت بااینکه  رَمَقی دروجودم نبود بادیدگانی اشک بار اعضای تکه تکه شده بدن شهیدعبدالسمیع رامنظم وبه بدن مطهرش ملحق کردم وبدنش راازروی زمین بلندکردم وبه آمبولانس انتقال دادم 

بعدازآن ظرف بزرگ آبی راطلب کردم و

وخونِ گرم وسرخ برادرم باآب واشک هایم ازروی زمین شستم وتمیزکردم 

فرصتی نبودومحل حادثه ناامن بود وگرنه درمحل شهادتش برایش شـمـع روشن میکردم.


🌷داستان این شهیدبه اینجاختم نمیشودوبه نقل ازخانواده عموی ایشان که درایران سکونت دارندومیگویندکه شهیدعبدالسمیع بعدازشهادتش کراماتی رانشان داده ومی دهد.


🌷از نحوه شهید شدن ایشان اینطور

میفهمیم که همچون

حضرت ابوالفضل(ع)

باصورت برزمین افتاد

وهمانندحضرت علی اکبر(ع) 

بدنش إربا إربا شد

وهمانند مولایش امام حسین(ع)سینه اش خُردشدوشکسته...

کانال عکس نوشته شهدا (کلیک کنید)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی